عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

186

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

ادراك عقلى و فهم حاصل نمىشود ، بلكه ادراك آن همان شهود آن است . ] و نعت [ و صفت آن ] همان حكم آن است . [ يعنى به صفات و ويژگيهاى اين علم ، جز با حصول آن ، نمىتوان دست يافت ؛ و لذا اين علم را براى كسى كه فاقد آن است ، نمىتوان توصيف كرد ، و عبارت از توصيف آن قاصر است . « 1 » ] و ميان او و غيب حجابى نيست . [ مقصود از غيب ، غيب الغيوب است كه همان علم حق‌تعالى است . و معناى عبارت آن است كه : اين علم بعينه همان علم حق است ، و اين همان تجلى ذاتى است . ] باب سوم : حكمت قال اللّه عزّ و جلّ : « يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً . » الحكمة اسم لإحكام وضع الشىء فى موضعه . خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « خداوند دانش و حكمت را به هركس بخواهد [ و شايسته بداند ] مىدهد ؛ و به هركس دانش داده شود ، خير فراوانى داده شده است . » « 2 » حكمت نامى است براى مستحكم و استوار ساختن وضع شىء در جاى مناسب خود . [ حكمت در واقع عبارت است از اتقان و صحت علم به حقايق اشياء و احوال و خواص و ويژگيهاى نهان و آشكار اشياء و مصالح و مفاسد آنها ، و نيز علم به ارتباط اسباب و مسببات . و اتقان صنعت عبارت است از تطبيق آن بر علم به آن . و شيخ جليل با لفظ « احكام وضع الشىء فى موضعه » اشاره به همين علم متقن و صحيح به

--> ( 1 ) - در شرح ملا عبد الرزاق كاشانى ( ص 331 ) آمده است : « فنعته حكمه الذى يحكم به على صاحبه بأنه العالم بذلك العلم ، فلا يعرفه الا هو نفسه لمن ظهر عليه . » ( 2 ) - 2 / 169 .